23 ماهگي و كارهاي بامزه
. بعضي وقتا ميري دوربين عكاسي رو مياري ميدي به من و مي گي عسك و بعد ميدويي ميري يه جا وايميستي كه من ازت عكس بگيرم
. ميري جلوي آينه و با برست موهاتو شونه مي زني و ذوق مي كني و مگي : ماما ماما " يعني من ببينمت و قربون صدقت برم
. دوست داري لباسا و كفشت رو خودت بپوشي .چند روز پيش من تو آشپزخونه بودم يه دفعه تو گريه كردي و من ترسيدم اومدم پيشت بهت مي گفتم چي شده عزيزم تو هم گريه مي كردي و آخر فهميدم يه مگس مياد روت ميشينه و تو هم ازش مي ترسي و گريه مي كني مي گي :مس مس 
ديگه بهت ياد دادم كه مگس ترس نداره و بازي بازي فهميدي مگس ترس نداره
. به گوسفند (ببيي) مي گي : ببلي ، فداي اون ببلي گفتنت بشم

ادامه مطلب


کم کم داری میشی پسر ناز دوساله عزیز دلم
قبل از خوابیدنت مثله ماههای اولت برای خودت لالایی می گی و بایه صدایی مرتب زمزمه می کنی تا خوابت ببره
هر وقت کار بدی می کنی و منم اخم می کنم بهت و می فهمی نباید اون کارو انجام بدی و میدویی منو بوس می کنی تا من دیگه دعوات نکنم
حالا میریم سراغ عکسای قشنگت


دو روز اول عيد خونه هر كي عيد ديدني مي رفتيم شما آروم ميشستي بغل بابا ولي از روز دوم به بعد از بغل بابا بلند ميشدي و از ظرف آجيل تخمه بر مي داشتي و مي خوردي و اگه خيار داشتن خيار مي خوردي چون تخمه و خيار خيلي دوست داري
حالا میریم سراغ عکسای قشنگت

هر روز خوردنی تر میشی . چند روزي تا شروع سال جديد نمونده و منم يه سري كاراي خونه رو انجام ميدم شما هم پشت سرم خرابكاري مي كني و به هم مي زني حالا بريم سراغ كاراي بامزت : بيشتر كلمات راحت رو ميتوني بگي و كلماته سختتر رو هم مخفف مي گي و.. چند وقت پيش كه خونه ماماني رفتيم آريا پسر خاله هم اونجا بود و تو خيلي خوشت اومده بود ازش و دوست داشتي باهاش بازي كني و مي گفتي ني ني بيا بيا يعني ني ني بيا باهام بازي كن ولي چون آريا 11 ماهشه و كوچولوست
و بابايي بهت ياد داده كه چه جوري ازش سر بخوري و شما هم ميري روش و سر مي خوري و بعدش مي گي هورااا و مي خندي و بعضي وقتا ماشينات يا عروسكات رو مي گذاري رو سرسره و ميان پايين ذوق مي كني








اينم از عكساي نازت








از كاراي جديدت بگم : وقتي مي ريم خونه مامان بزرگينا يا مامانينا جلوي درشون كه هستيم سريع با انگشتت نشون ميدي و مي فهمي كه خونه كيه و ذوق مي كني
، وقتي عكس ماشين
جديدا اين جوري صحبت مي كني : پوش = بپوشون ،پو = پوست بكن ، در = در بيار و .. يعني فعلا مخفف كلمات رو مي گي حالا ميريم سراغ عكساي خوشگلت
















،
و خودت كلي ذوق مي كني




















از كاراي بامزت بگم :هر وقت ميري جلوي در حموم ميگي آب منظورت آب بازيه و هر وقت ميري تو آشپز خونه ميگي آب منظورت آب خوردنه و جديدن ياد گرفتي ميري در كابينت رو باز مي كني و ليوانت رو پيدا مي كني و همش ليوان رو مي گيري طرف من و ميگي آب



بازي مي كنيم ذوق مي كني و مي خواي حبابارو بگيري . 

















، هر وقت يه چيزي بر ميداري كه نبايد بر داري و نگاهت كه مي كنم سريع فرار مي كني كه نتونم ازت بگيرم













عزيز دلم 15 ماهه شدي و كلي كاراي جديد و با مزه انجام مي دي
كلي عكس داري وروجكم 
















